الگوهاي اندازهگيري سرماية فکري با نگاهي به بخش خدمات
چكيده
رشد نوين اقتصادي، از دانش و اطلاعات سرچشمه
ميگيرد. اين امر موجب افزايش اهميّت سرماية فکري (IC= Intellectual
Capital) به عنوان مقولهاي پژوهشي و اقتصادي شده است. نقش و سهم سرماية
فکري در پيشرفت مديريتي، فنّي و اجتماعي اقتصاد موضوع تحقيقات جديد قرار
گرفته است، به گونهاي که دانش سازماني، عامل اصلي مزيّت رقابتي و خلق
ارزش شناخته شده است. بنابراين، دستيابي به مزيّت رقابتي و بقاي سازمان در
گرو توانايي آن در خلق، ذخيره، توزيع و کاربرد داراييهاي دانشي است.
اندازهگيري سرماية فکري بر اساس رويکردي راهبردي از داراييهاي نامشهود
استوار است. اثر اين داراييها بر مبناي ميزان خلق ارزش و منافعي که براي
سازمان در پي دارد، سنجيده ميشود. در سالهاي اخير براي اندازهگيري
سرماية فکري، چندين رويکرد و الگو مطرح شده است. اين مقاله رويکردها و
الگوهاي اندازهگيري سرماية فکري را به اختصار مرور ميكند. سپس، با
استفاده از الگويابي معادلات ساختاري (SEM= Structural Equation Model)،
الگوي مناسبي براي بخش خدمات ارائه ميدهد.
مقدمه
اصطلاح «سرمايه فكري» را
اولين بار جان كنت گالبرايت (Galbraith) در سال 1969 مطرح كرد. پيش از آن،
پيتر دراكر اصطلاح «كارگران دانشي» را به كار برده بود (Feiwal, 1975). در
تعريفي ساده، سرمايه فکري عبارت است از تفاوت بين ارزش بازاري و ارزش
دفتري داراييهاي يك شركت. طبق اين تعريف، سرمايه فکري، فرآيندها و
داراييهايي هستند كه معمولاً در ترازنامه منعكس نميشوند.
اندازهگيري سرماي? فكري از دو جنبه داراي اهميت است. يکي، درون سازماني
که هدف از آن تخصيص بهتر منابع در راستاي كارايي و به حداقل رساندن
هزينههاي سازمان است، ديگري، برون سازماني که هدف از آن، در دسترس قرار
دادن اطلاعات سرمايهگذاريهاي موجود و بالقوه سازمان براي پيشبيني رشد
آينده و نيز برنامهريزيهاي بلندمدت است. براي دستيابي به تصويري جامع
از عملكرد عملياتي و برآورد ارزش سازمان، ميبايد تمامي جنبههاي سازمان
بررسي شود. شيوههاي رايج اندازهگيري كه بر پايه حسابداري سنّتي استوارند
به تنهايي از عهده اين كار برنميآيند (Roos et al, 1997).
اين مقاله در
سه بخش ارائه ميشود: در بخش اول، روشهاي اندازهگيري نامشهودها، در
قالب چهار رويکرد بيان ميشوند. در ادامه اين بخش سعي كردهايم، با
مطالعة مفاهيم اين روشها، اجزاي سرماية فکري بخش خدمات را تبيين کنيم. در
بخش دوم، نحوة تبديل مفاهيم اجزاي سرماية فکري به شاخصهاي قابل
اندازهگيري در بخش خدمات ارائه ميشود. در بخش سوم نيز با استفاده از
الگويابي معادلههاي ساختاري، الگوي مناسبي براي بخش خدمات پيشنهاد
ميکنيم. در پايان، پيشنهادهايي را در جهت کمک به بهبود الگو براي به
کارگيري آن در زمينههاي ديگر، ارائه ميدهيم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بابکی در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت
|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطلب بدهید