متناسب با پيشرفت فناوري، سازمانها نيز بيش از گذشته، دانشبنيان شدهاند و طبيعي است كه سازمانهاي دانشبنيان، نيازمند نيرويانساني دانشبنيان هستند. در اين شرايط تربيت نيرويانساني متخصص نيز نيازمند آموزش و توانمندسازي است؛ اين مسئله به اندازهاي داراي اهميت است كه هماكنون در دنيا سرمايهگذاريهاي فراواني در اين حوزه صورت گرفته است.
مسئله تربيت و توانمندسازي منابعانساني در كشور ما نيز در اين سالها موردتوجه فراوان قرار گرفته است كه از جمله ميتوان به برگزاري سمينارهاي مختلف در اين حوزه اشاره كرد. در همين راستا همايش ملي توانمندسازي منابعانساني در آذرماه سالجاري با حضور كارشناسان و متخصصان حوزه منابعانساني در محل هتل المپيك تهران برگزار شد كه گزارشي از اين كنفرانس براي آگاهي خوانندگان گرامي تهيه شده است.
يكي از مهمترين سخنرانيهاي اين همايش را شهيندخت
خوارزمي، عضو هيئت علمي سازمان مديريت صنعتي ارائه كرد. موضوع سخنراني وي
كه به يكي از مهمترين موضوعهاي روز برميگشت، با موضوع توانمندسازي و چالشهاي محيطي ارائه شد.
وي سخنان خود را اينچنين آغاز كرد: نخستين پيشفرض من اين است كه، در
شرايط كنوني سازمانها متاثراز تحولات ملي و جهاني هستند. جامعه بشري نيز
درحال تجربه يك چرخشگاه تازه است و وارد عصر تازهاي شده كه بعضي آن را
عصر ديجيتال، بعضي عصر دانايي، گروهي عصر حقيقت و عدهاي نيز آن را عصر
فريب تلقي ميكنند، چون همان اندازه كه ابزارهاي مدرن ديجيتال به كشف
حقيقت كمك ميكنند، ميتوانند بهعنوان ابزارهايي براي نيرنگ و دسيسه نيز
مورداستفاده قرارگيرند؛ البته برخي نيز از اين عصر به عنوان عصر شفافيت
نام ميبرند.
خوارزمي همچنين در ادامه تصريح كرد: مهمترين ويژگي اين قرن، شتابگيري
رشد علم و تكنولوژي است كه دردوقلمرو، تحولات جدي ايجادكرده است: نخست
اينكه در حوزه اطلاعات و ارتباطات هماكنون محيط زندگي انسان ازيك محيط
فيزيكي به فضايي مجازي تبديل شده است و همين امر سبب ايجاد شكاف ديجيتالي
نيز شده است. ازسويديگر قلمرو تازهاي بهنام ژنتيك درحال دگرگونسازي
ساختار وجودي انسان شده است كه مدعي ورودبه عصر DNA است.
عضو هيئتعلمي سازمان مديريت صنعتي، تحليل محيطي دنياي كنوني را ادامه داد
و گفت: در هر صورت مسائل امروزي ما با موضوعها و مشكلات قرن پيش، بسيار
متفاوت است. هماكنون مجموعهاي ازمسائل درهمتنيده كه بهراحتي قابلحل
نيستند، موضوعهاي امروزي ما را شكل داده است كه اين مسائل به راحتي نيز
قابل حل نيستند.
سخنران سپس به شرايط بازار كار اشاره كرد و گفت: ساختار بازاركار نيز
باشتاب درحال دگرگوني است. برخي مشاغل به سرعت درحال حذف هستند و مشاغل
جديد جاي آنهارا ميگيرند، از ديگرسو در همين شرايط سازمانهاي
داناييمحور، روز به روز در فضاي كسب و كار تقويت ميشوند كه به صورت
طبيعي اين سازمانها چابكتر از سازمانهاي نسل پيش هستند و با توان بسيار
بالاتري به تحولات محيطي پاسخ ميگويند.
خوارزمي همچنين به شكلگيري سازمانهاي مجازي اشاره كرد و گفت: ازسويديگر
سازمانهايي با ساختار نوين ايجادشدهاند كه ميتوان آنهارا سازمان مجازي
ناميد؛ بنابراين قواعد بازي اقتصاد و سياست و فرهنگ باشتابي باورنكردني
درحال تغيير است. اينجاست كه معني سازمان يادگيرنده، مفهوم خودرا نشان
ميدهد؛ چراكه درفضاي تغييرات روزبهروز قواعد بازي، بايد سازمانها
توانايي يادگيري مفاهيم و قواعد تازه را داشته باشند. پس فقط آنهايي باقي
خواهندماند كه قدرت و توان بهروزشدن را كسب كرده، حتي سازمانهاي دولتي
نيز از مسير اين تحولات بيبهره نخواهند بود و بيترديد از اين شرايط
متاثر ميشوند.
وي سپس تاكيد كرد: اما ازهمه اينها گذشته، جهان امروز با بحران معرفت و
شناخت روبهروست ونيازمند خلق الگوهاي معرفتي تازه است. الگوهاي برافتاده
قديمي، ديگر پاسخگو نيستند و سرمايهداري بهعنوان يك الگوي معرفتي به
بنبست رسيده است و بايد با نگاه يكپارچهنگر و خلاق، الگوهاي تازهاي
ارائه كرد.
سخنران موضوع را با تاثير فضاي سايبر
بر انسان ادامه داد و گفت: يكياز چالشهاي مهم، پيدايش يك انسان تازه است
كه من آن را به «انسان ديجيتالي» تعبير ميكنم. انسانهاي حاصل از اين
شرايط بسيار باهوش، جستجوگر، خودمختار و شكاك هستند و از فضاي سايبر
بهترين و بيشترين بهره را ميگيرند و اين شرايط كمال و جاودانگي را
كه همواره آرزوي انسان بوده است، ممكن ساخته است؛ انساني كه وصل به جهان
است و مهارتها، معيارها و باورهاي جديدي دارد كه همين باعث بروز شكافي
تازه، ميان اين انسان و جهان پيشين شده است.
او سپس با نگاه
عميقتري به بررسي چالشهاي موجود پرداخت و گفت: شايد بهترباشد كه بخشياز
چالشهاي مهم جهان را بانگرش توانمندسازي بنگريم. نخست آنكه شتاب تحولات
دانش و تكنولوژي به ما ميگويد كه، مهارت و دانش با سرعت درحال بي اعتبار
شدن هستند؛ بنابراين توانمندسازي نيروي انساني بايد جدي گرفته شود تا اين
شتاب بي اعتبار شدن دانش و مهارتهاي فردي باعث نااميدي و ركود
درنيرويانساني مدرن نشود و باعث نشود كه شايستگيهاي او ناديده انگاشته
شود.
وي افزود: چالش ديگر بحرانهاي زنجيرهاي، ازنظرگاه جغرافيايي هستند كه
دامنگير بشر امروزي است و گسترش ابرمهارتها براي رويارويي بااين
بحرانهاي اجتنابناپذير، بايد يكياز هدفهاي موضوع توانمندسازي باشد؛
مهارتي كه به ما كمككند تا پيچيدگي ذاتي اين بحرانها را دريابيم و راهكار
رويارويي و مديريت آنهارا بيابيم.
خوارزمي، چالش ديگر را، عدم امنيت روزافزون عنوان كرد و گفت: همه اين
تحولات دستاورد نبود امنيت درمحيط فيزيكي انسان است كه شامل نبود امنيت
اقتصادي، اجتماعي، سياسي وحتي عدم امنيت وجودي است. نشانههاي اين ناامني
را دربالارفتن ميزان خودكشيها بعداز اين بحران اقتصادي اخير شاهدهستيم.
بايد به افراد ياددهيم كه مهارت انطباق با شرايط نوين را بياموزند و
بتوانند خودرا سازگار كنند.
خوارزمي سپس
به مهارتهايي كه انسان در اين شرايط به آن نياز دارد و بايد توانمندسازي
در اين حوزهها مورد توجه قرار گيرد اشاره كرد و گفت: اين چهار مهارت مهم
كه بايد درموضوع توانمندسازي منابعانساني به آنها پرداخته شود،
عبارتنداز: همگامي با دانش روز جهان، بهرهگيري مناسب از فرصتها، انطباق
با تحولات ملي و جهاني و ازهمه مهمتر، يادگيري يادگرفتن است كه بهوسيله
آن افراد خواهندتوانست درجهان آينده زندگي خوشايندي داشته باشند.
وي سپس به ارائه برخي مصاديق دقيقتر اشاره كرد و گفت: يكي از مهمترين
مهارتهايي كه كمك ميكند بهتر و راحتتر زندگي كنيم، مهارت تحليل از راه
شبيهسازي است. چون بحران چندلايه و پيچيده امروزي را نميتوان با مدلهاي
ساده و تكبعدي همانندسازي و تحليل كرد. مهارت شبيهسازي ازجمله ابر
مهارتهايي است كه ما درهمه سطوح به آن نيازداريم.
سخنران در ارتباط با مهارت ديگر گفت: مهارت ديگر، مهارت تحمل و بازانديشي
است. خرد انتقادي، راهحليابي، نگاه بافاصله، بهمعني اينكه، ازخود،
سازمان خود ومملكت خود فاصله بگيريم و با خرد انتقادي به آن بنگريم و
مشكلات را دريابيم.
وي سپس به بررسي دقيقتر شرايط داخلي پرداخت و گفت: من مهمترين و
اصليترين چالش محيط ملي را عقبماندگي و توسعهنيافتگي ميدانم، چرا كه
در اين شرايط شاهديم كه با وجود منابع سرشاري كه در كشور هزينه ميشود،
اين سرمايهگذاريها به توسعه منتهي نميشود؛ همين امر نشان ميدهد كه
بايد به منابع انساني سازماني، قواعد بازي توسعهيابي را بياموزيم.
سازمانهايي كه دغدغه رقابت دارند، فارغاز موضوع توسعهنيافتگي محيط خود،
كسب مزيترقابتي را بايد بياموزند.
خوارزمي در ادامه تاكيد كرد: چالش ديگر محيط ملي، آينده نامطمئن است.
بيشتر ما دربرابر پرسش: آينده ايران را چگونه ميبينيد؟ تصوير دقيق و
روشني در ذهنمان نداريم. درفضايي كه آينده اينچنين نامطمئن است، بايد
مهارتهايي را به منابعانساني آموخت تا توان تطبيق و رويارويي بااين شرايط
را بهدست آورد: مهارتهايي مانند تفكر استراتژيك، نگاه آيندهساز و
مهارتهاي آيندهنگري.

وي در پايان با اشاره به آمارهايي در اين ارتباط گفت: براساس نتايج آماري ازسال 1383 تا آخرين گزارش كه مربوطبه سال 1387 است، رتبه ايران درسال 2004 از هشتادوهفتم به يكصدوچهلويكم درسال 2008 رسيده است_ دراين جدول هرچه رتبه پايينتر باشد بهمعني سلامت و شفافيت حكومت است و هرچه رتبه بالاتر برود، بهمعني فساد بيشتر است. اين اتفاق درحالي مياُفتد كه، دغدغه اصلي انقلاب ما، مبارزه با فساد بوده است ودراين چندسال هم دراينباره بسيار سخن گفتهايم.
در اين كنفرانس سخنرانان ديگري از جمله وزير كار و اموراجتماعي، دكتر ميرسپاسي استاد دانشگاه مطالب خود را ارائه كردند؛ همچنين در حاشيه اين همايش كه انجمن حمايت از بيماران سرطاني نيز حضور داشت، تعداد زيادي از شركتكنندگان به عضويت انجمن خيريه حمايت از بيماران سرطاني درآمدند.
منبع: مجله تدبیر

